تبليغاتX
باغ سکوت

باغ سکوت

باغ سکوت پر از گلهای نشکفته است

اي دستهاي خسته! برايم دعا كنيد   يك پنجره به روشني قبله وا كنيد
فردا همين كه نوبت من شد براي دل   يك آسمان ستاره روشن رها كنيد
اين چشمهاي شيشه‌اي بي‌ترانه را   با زخمه‌هاي زنده عشق آشنا كنيد
يك بغض ناسروده نشسته است در گلو   شعري كه شرم مي‌كنم، آن را صدا كنيد
من سوگوار زخم دلم، اين دل اسير   اي دستهاي خسته! بريم دعا كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:42  توسط سکوت  | 

صداي گريه‌ام امشب بلندتر شده است

ولي چه سود در او، گريه بي اثر شده است

هميشه سهم دل من شكست و تهمت بود

گمان كنم كه دوباره شكسته‌تر شده است

چقدر فاصله بين من و نگاهت هست

چقدر تلخ نگاه تو بيشتر شده است

گمان كنم كه به گوشت رسيده از شب شهر

و عاشقي كه براي تو در به در شده است

ز پشت كلبه‌ام انگار سايه‌اي رد شد

نباشد آه دلم در تو كارگر شده است

همان نگاه پر از اخم تو مرا كافي است

كه قلب عاشق‌زار تو بي سپر شده است

برس به داد نگاهم، نگو چگونه؟ چرا؟

صداي گريه‌ام امشب بلندتر شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:42  توسط سکوت  | 

قلبها غصه دار مي‌گردد

در تب انتظار مي‌ميرند

خسته از اين خزان غمگين با

آرزوي بهار مي‌ميرند

گرچه آرام و سر به زير و خموش

ليك با اقتدار مي‌ميرند

مثل آيينه‌ها كه شفافند

زير گرد و غبار مي‌ميرند

از همه عمرشان ز خوبي با

يك بغل يادگار مي‌ميرند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:37  توسط سکوت  | 

طرح عاشورا

 ۰اللهم العن ابا سفیان ومعاویه ویزید بن معاویه وحرمله وجمیع من اذی المعصومین.

 

راستی شنیدید که رسول اکرم فرمودند که کسی که بر حرمله لعن بفرسته منو خوشحال کرده

 

حالا بیاید باهم در دهه ی اول محرم هرشب 72 تا لعن بفرستیم واز خدا هم حاجتامون رو

 

بخواهیم حتما حاجتامون رو می گیرم وا این کا دل رسول خدا رو هم شاد کردیم مگه نه

 

خب حالا هر کی حاظره بگه که اسمش رو یاداشت کنم یادتون نره

 

فراموش هم نکنید که به دیگر دوستاتون هم اطلاع بدید

 

منتظرتون هستم از همین الان

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 11:17  توسط سکوت  | 

به خدا هیچی سختر از ترک از ترک امید نیست

 

هیچ چیزی نمی تونه برای ما ادما دردانکتر ازاین باشه که بفهمیم ستاره ای شبهای امید کم کم داره

 

 خاموش می شه

 

بخدا خیلی سخته

 

خدای من از تون خواهش می کنم که امید هیچ کس رو نا امید نکنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بعضی از ادم ها جلد زرکوب دارند بعضی جلد ضخیم وبعضی جلد نازک.//

بعضی از ادم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند وبعضی با کاغذ خارجی.//

بعضی از ادم ها تر جمه شده اند.//

بعضی از ادم ها تجدید چاپ می شوند وبعضی از اد ها فتو کپی ادم های دیگر ند.//

بعضی از ادم ها با حروف سیاه چاپ می شوند وبعضی ها صفحات رنگی دارند.//

 

بعضی از ادم ها تیتر دارند فهرست دارند وروی پیشانی بعضی از ادم ها نوشته اند حق هر گونه استفاده ممنوع.//

بعضی از ادم ها قیمت روی جلد دارند  بهضی ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند وبعضی ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.//

بعضی از ادم ها فقط جدول وسرگرمی دارند //

بعضی از ادم ها خط خوردگی وبعضی دیگر غلط چاپی دارند //

از روی بعضی از ادم ها باید مشق نوشت واز روی بعضی باید جریمه نوشت//.

ودر اخر بعضی از ادم ها را باید چند بار خواند تا به معنی درون انها پی برد اما بعضی دیگر را باید نخوانده دور ریخت./////

حالا ما جز کدام یک از این کتاب هاییم؟؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 15:41  توسط سکوت  | 

شعرم نگفتنی شد وقتی که رفتی بودی

من ماندم وغروبی در غربت کبودی

گفتی می ایی اما رفتی برنگشتی

از اسمان چشمم دیدی که پرگشودی

رنگ غروب دارد بغض سکوت سردم

ای مهربان تو هرگز نامهربان نبودی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 13:22  توسط سکوت  | 

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 17:14  توسط سکوت  | 

 

می دونید چیه توی این روزگار ادما حتی به خاطر اونهایی که دوستشون دارند حاظر هستند

 غرورشون رو زیر پا بزارند حتی شاید خیلی وقتا دلیل دوست داشتنشون رو هم ندونن اما دله دیگه

بهترین دوستان ادم هم یه روز به خبر می رن

همیشه وقتی می شنیدم یکی می گفت  دوستم بی خبر گذاشت ورفت دیگه هم بر نگشت تعجب

 می کردم خیلی هم تعجب می کردم اما من امروز معنی کامل این جمله را درک کردم

امروز بهترین دوستم بی خبر گذاشت ورفت بدون اون که بگه چرا... اما من هنوز هم دوستش دارم

 با این که می دونم دوست داشتنم غلطه

اما کاشکی بر گرده چون بهترین یار در اوج غربت من بود اره بهترین دوست

هر شب به یادت اشک بر دیدگانم می ریزد بدان که اشتباه از تو بوده

تمامی گلهای عالم تقدیم تو باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 10:57  توسط سکوت  | 

 

 دلم خیلی گرفته این اهنگ خیلی دوست دارم بری شما نوشتم شاید شما هم خوشتون بیاد

 

غربت من هر چی که هست از با توبودن بهتره

اخر خط زندگی این نفسای اخره

وقتی که با همنفس از این زمونه سیر می شم

وقتی با یک زخم زبون از این واون دلگیر میشم

این اخر راه دیگه باید که تنها بمیرم

تنها تواوج بی کسی تو غربت اروم بگیرم

باید برم باید برم باید که تنها بپرم

اخ که چه سنگین می زنه این نفسای اخرم

بگو اخه جرمم چیه که باید این جور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم لبام رو هم بدوزم

نفرین به عشق وعاشقی نفرین نفرین به قلب وسرنوشت

به اون نگاه که عشق تو را تو سرنوشتم نوشت

نفرین به من نفرین به تونفرین به عشق من وتو

به ساده بودن منو وبه اون دل سیاه تو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 14:35  توسط سکوت  | 

 

 دلم خیلی گرفته این اهنگ خیلی دوست دارم بری شما نوشتم شاید شما هم خوشتون بیاد

 

غربت من هر چی که هست از با توبودن بهتره

اخر خط زندگی این نفسای اخره

وقتی که با همنفس از این زمونه سیر می شم

وقتی با یک زخم زبون از این واون دلگیر میشم

این اخر راه دیگه باید که تنها بمیرم

تنها تواوج بی کسی تو غربت اروم بگیرم

باید برم باید برم باید که تنها بپرم

اخ که چه سنگین می زنه این نفسای اخرم

بگو اخه جرمم چیه که باید این جور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم لبام رو هم بدوزم

نفرین به عشق وعاشقی نفرین نفرین به قلب وسرنوشت

به اون نگاه که عشق تو را تو سرنوشتم نوشت

نفرین به من نفرین به تونفرین به عشق من وتو

به ساده بودن منو وبه اون دل سیاه تو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 14:34  توسط سکوت  | 

واما زندگی ...

وبه راستی زندگی چیست؟

ایا زندگی همان چیزی است که داریم ویا چیز دیگریست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:23  توسط سکوت  | 

هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگری را نداردواگر انسانی هست که این لیاقت را داشته باشد هیچ وقت دلش نمی یاد که دلت رو به درد بیاره واشکت را در بیارد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:23  توسط سکوت  | 

به خدا می سپارمت ای خاطرت را سپرده به خاطراتم

خداحافظ ای حافظ حرفهای تنهاییم

خدا بدرود ای مثل رود در ذهن من جاری

سلامت ای حافظ سلام همیشه ام

در پناه خدا ای پناهگاه شب های غربت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:22  توسط سکوت  | 

گاهی یک خداحافظی انقدر تلخ است که شیرینی صدها سلام هم

تلخی ان را از خاطرت نخواد زدود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:21  توسط سکوت  | 

وفانکردی و کردم جفا ندیدی و دیدم

شکستی و نشکستم بریدی و نبریدم

اگر زخلق ملامت وگر ز کرده ندامت

کشیدم از تو کشیدم شنیدم از تو شنیدم

کی ام؟ شکوفه ی اشکی که در هوای تو هر شب

ز چشم ناله شکفتم به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد به شادی همه عالم

چرا که از همه عمالم محبت تو گزیدم

چوشمع گریه نکردی مگر به روز سیاهم

چو بخت جلوه نکردی مگر زموی سپیدم

به جز وفا و عنایت نماند در همه عالم

ندامتی که نبردم ملامتی که ندیدم

نبود از تو گزیری چنین که بار غم دل

ز دست شکوه گرفتم به دوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی

چو گرد در قدم او دویدم و نرسیدم

به روی بخت زدیده زچهرعمر به گردون

گهی چو اشک نشستم گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم به سر نبردی و بردم

ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 22:0  توسط سکوت  | 

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته

شعر می گویم به یادت در قفس غمگین وخسته

من چه تنها وغریبم

بی تو در دریای مستی

ساغلم شو غرق گشتم

بی تو در شب های مستی

ساغلم شو غرق گشتم

بی تو در دریای مستی

خیال کردم بری میری از یادم

تو رفتی ونرفت چیزی از یادم

صبح تا شب این شده کارم

که واسه چشات بیدارم

تو خدای عاشقایی

تو تمام کس وکارم

تو به داد من رسیدی وقتی تنهاییمو دیدی

تو نزاشتی برم از دست اگه چزی هم هنوز هست

نا زنینم امید شیرینم من به جز تو کسی نمی بینم

از اون روزی که رفتی

یه روز خوش ندیدیم

به جز دستان گرمت ÷ناه خوش نداشتم

نازنینم برس به فریادم

صبح تا شب این شده کارم که واس چشات بیدارم

تو خدای عاشقای

تو تمام کس وکارم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 21:55  توسط سکوت  | 

دلم تنگه

دلم برای چیزهایی که فکر نمی کردم که روزی بخوام بهشون فکر کنم تنگه

دلم برای دوستام برای همه وهمه ی اونای که روزهای خوشی رو باهاشون گذروندم تنگه

دلم برای خنده هام هم تنگه

دوست دارم روبروی دوستام بشینم وزار زار گریه کنم وبگم که دلم برای چیزهایی که از دست

دادم تنگه

بیاید قدر حتی بدترین لحظه ی زندگی رو بدونیم چون بعد از گذشت زمان حتما دلمون هواشون

رو می کنه

دلم تنگه برای حتی چیزهایی که ازشون بدم می اومد

دلم تنگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 14:0  توسط سکوت  | 

سلام به همه ی اون عزیزانی که لطفشون رو به این وبلاگ نشون دادن این چند ماه که دسترسی

 به اینترنت نداشتم ونتونستم به وبلاگاتون سربزنم شرمنده


وهمچنین از اون کسانی که در طرح صلوات شرکت کردند تشکر می کنم ومیگم که اجرتون با

 امام زمان برای همتون نیمه ی شعبان روبروی مسجد جمکران دعا می کنم بازم تشریف بیارید

 ونظر بدید خوشحال می شم والتماس دعا دارم


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 10:55  توسط سکوت  | 

 

همیشه وقتی دلتنگ می شیم یه نفر هست که میشه بهش اعتماد کرد

 

وقتی که امیدی توی زندگی نداشته باشیم یا اینکه امیدمون رو از دست داده باشیم امید ما ناامیدان

 

 میشه

 

هر وقت دنبال تکیه گاه محکمی باشیم ان تنها تکیه گاه استوار ماست

 

واونی کسی نیست جز خدایی که مرهم زخم تکیه گاه محکم وامید ما نامیدان هست

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 10:54  توسط سکوت  | 

 

همیشه وقتی دلتنگ می شیم یه نفر هست که میشه بهش اعتماد کرد

 

وقتی که امیدی توی زندگی نداشته باشیم یا اینکه امیدمون رو از دست داده باشیم امید ما ناامیدان

 

 میشه

 

هر وقت دنبال تکیه گاه محکمی باشیم ان تنها تکیه گاه استوار ماست

 

واونی کسی نیست جز خدایی که مرهم زخم تکیه گاه محکم وامید ما نامیدان هست

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 10:52  توسط سکوت  | 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

شهادت بانوی بزرگ مادر شیعیان رو به همه ی شیعیان تسلیت عرض می نمایم

التماس دعا اگه اشکی در این شبا از چشمانتون برای این بانوی بزرگ ریخته شده یاد ما هم

باشید

                                  

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 14:51  توسط سکوت 

  ای کاش همه ی اون عزیزانی که از این وبلاگ بازدید می کنند در

 طرح صلوات شرکت کنند به روایت امام صادق صلوات فرستادن تمام

 گناهان انسان رو پاک می کنه پس چه خوبه که با صلوات فرستادن

برای اقا امام زمان پاک پاک شویم امیدوارم که شرکت کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 18:1  توسط سکوت 

نه تو مي ماني نه اندوه

ونه هيچ يك از مردم اين ابادي

به حباب نگران يك رود قسم

وبه كوتاهي ان لحظه شادي كه گذشت

غصه هم خواهد رفت

ان چناني كه فقط خاطره اي خواهد ماند

لحظه ها عريانند

به تن لحظه هاي خود جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به ايينه نه ايينه به تو

خيره شده است

تو اگر خنده كني او به تو خواهد خنديد

واگر بغض كني

اه از ايينه دنيا كه چه ها خواهد كرد

گنجه ديروزتپر شد از حسرت واندوه وچه حيف

بسته هاي فردا همه اي كاش اي كاش

ظرف اين لحظه ها وليكن خالي ست

ساحت سينه پذيراي چه كسي خواهد بود

غم كه از راه رسيد در اين سينه را باز نكن

تا خدا يك رگ گردن با قيست

تا خدا مانده به غم وعده اين خانه مده

 

هميشه به فكر كسي باشيد كه هيچكس به ياد اونيست. دراين صورت خداي متعال موقعي كه هيچكس به ياد شما نيست، به يادشما خواهد بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 17:59  توسط سکوت  | 

كاش در دهكده ي عشق شادماني بود

كاش بين گل هاي حياط مهرباني بود

كاش غم و اندوه فاني  بود

كاش دل چركينه منم نوراني بود

كاش عطر گلها آسماني بود

كاش عشق ما جاوداني بود

كاش عشق در بازار دلها ارزاني بود

كاش مي شد با همه يك رنگ بود

كاش ....................
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 21:58  توسط سکوت  | 

طرح ختم صلوات براي ظهور امام زمان

بيايد براي ظهور وسلامتي امام زمان دست به دعا برداريم

كساني كه حاظر به همكاري هستند از امروز تا نيمه شعبان هر روز ۲۰۰ صلوات

كساني كه حاظر به انجام اين كار هستند لطف كنند اعلام نمايند تا اسامي انها به ليست اضافه شود

منتظر هستيم

 

تا حالا فعلا بیست ودو نفر در اين طرح شركت كرده اند اجرشون با امام زمان 

۱(محمد رضا چشمه ي خورشيد      ۶)پناه      ۷)خانم مجیدی    ۸)محمد        ۹)نیاز    ۱۰)م فریاد

۲)سید لبگزه      ۱۱)آزاده دل           ۱۲)ققنوس      ۱۳)مرضیه ومحمد      ۱۴)سلمان      

۳)خیمه ی محبان   ۱۵)یلدا            ۱۶)مازبه          ۱۷)نادر           ۱۸)علیرضا       ۱۹)عاطفه

۴)مصطفی              ۲۰)یه منتظر که ارزو میکنه که منفعل نباشه    ۲۱)محمد حسین انصاری نزاد

۵)زهره                    ۲۲)مینا                  

به اميد زياد شدن محبان امام زماناجرتون با امام زمان

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 18:54  توسط سکوت  | 

آخر خط جداییه
سکوت بی صدائیه
تو لحظه ها شکستنو
وداع آشنائیه
آخر خط نبودنه
شعر سفر سرودنه
راه دراز جاده رو
رو به عدم گشودنه
اینجا غروب،اونجا خزون
دل اینجا خون دل اونجا خون
اینجا یه سایه تو غبار
خاکستریه آسمون
اینجا یه خورشید نیمه جون
اونجا یه شهر بی نشون
تو این اتاق بی هوا
جائی نداره همزبون
آینۀ دل شکسته ای
اینجا نشسته روبرو
تو سینه فریاد می زنه
اینجا غروبه آرزو
اینجا رو طاقچه عکس تو
موندهتو قاب انتظار
اونجا برات اشکای من
می مونه تنها یادگار
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 17:32  توسط سکوت  | 

وقتی که این مسافر شبگرد کوچه ها بود.
تمام گریه هایم خاموش و بی صدا بود.
وقتی که دل سپردن تنها گناه من بود.
وقتی که بی پناهی تنها پناه من بود.
تو ذهن سرد شبهام.
شبهای بی پناهی.
دیدم رو موج دریا.
افتاده عکس ماهی.
یه لحظه تو خیالم ماه وگرفتم از آب.
به شوق ساحل عشق شدم موجهای بی تاب.
من از تو دل نکندم.
تو دل بریدی از من.
پس از تو سرنوشتم شد هر نفس شکستن.
گفتی خدانگهدار در متن یک شب سرد.
وقتی که در غم ما ستاره گریه می کرد.
با یک سلام ولبخند.
قصه ما شد آغاز.
در چشم تو غمی گنگ.
بغضی شگسته چون راز.
در دل گلایه بود و بر لب غمی نگفته.
هر اشگ قصه زخم همچون گلی شگفته.
من بودم و کبوتر.
در آسمون پرواز.
تا چشم خود گشودم.
پریده بود هم آواز.
من از تو دل نکندم.
تو دل بریدی از من.
پس از تو سرنوشتم شد هر نفس شکستن.
'گفتی خدانگهدار .
در متن یک شب سرد.
وقتی که در غم ما .
ستاره گریه میکرد.
وقتی که این مسافر شبگرد کوچه ها بود.
تمام گریه هایم خاموش وبی صدا بود.
وقتی که دل سپردن تنها گناه من بود.
وقتی که بی پناهی تنها پناه من بود..

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 17:28  توسط سکوت  | 

از عذاب رفتن تو مي سوزم تو اوج غربت

واسه بودن با تو ندارم يه لحظه فرصت

اينجا اشك تو چشام رو به كسي نشون ندادم

اگه بشكنه غرورم خم به ابرو نميارم

وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشكه تو چشامه

وقتي رفتي دارم هر ثانيه از غصه رفتنت ميسوزم

كاش كه بودي وميديدي كه چي اوردي به روزم

حالا عكست تنها يادگاره از تو

خاطراتت تنها باقي مونده از تو

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 16:14  توسط سکوت  | 

سفر همیشه قصه رفتنه ودل شکستنه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

همیشه یک نفر میره ادم وتنها می زاره

میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می زاره

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 10:8  توسط سکوت  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 18:36  توسط سکوت  |